تبليغاتX
حرف هاي گدا و فقير
نمی دانم چه می خواهم بگویم.
زبانم در دهان باز بسته ست.
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته ست
نمی دانم چه می خواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد
گهی در خاطرم می جوشد این ز رنگ آمیزی غمهای انبوه
که در رگهام جای خون روان است
سیه داروی زهرآگین اندوه
فغانی گرم و خون آلود و پر درد
فرو می پیچیدم در سینه تنگ
چو فریاد یکی دیوانه گنگ
که می کوبد سر شوریده بر سنگ
سرشکی تلخ و شور از چشمه
نهان در سینه می جوشد شب و روز
چنان مار گرفتاری که ریزد
شرنگ خشمش از نیش جگر سوز
پریشان سایه ای آشفته آهنگ
ز مغزم می تراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه ام دردی ست خونبار
که همچون گریه می گیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمی دانم چه می خواهم بگویم

پ.ن: لینک در انجمن سخن{+
پ.ن: ۱۸ مرداد روز اعتراض جهانی برای آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی{+

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 6:32 توسط گدا و فقیر |

حقيقت گرا نيز گاه به رويا گرفتار مي آيد
روياي حياتي ديگر
حياتي صلح آميز تر
حياتي كه سر آغاز شدن دارد
حياتي ديگرگون شده
و روياهائي مصابه حقيقت
و قطراتي كه سنگ را تواند سرد

و حقيقت گرا ؛ ديگر باره ؛ به واقعيت باز مي آيد
به هشيواري
تا رويايش را بشناسد
تا بتواند همچنان مسافر نيكبخت رويا ها باشد . . . .


در رابطه با موضوع اعدام هاي اخير جمهوري اسلامي، دوستان در وبلاگ هاي خود مقاله هاي متفاوتي نوشتن و هر كس با توجه به نگرش خود اعتراض يا تحسين هاي زيادي كردن.وبلاگ نويسان موافق كه گاها موافق سياست هاي دولت هم نبودن، از اين اعدام ها اعلام رضايت كردن و اگر به فضاي پوپوليستي جامعه سركي بكشيد مي توانيد علت اين تحسين ها را هم بفهميد. ولي در سوي ديگر ميدان، بازي با فرمولي متفاوت انجام مي شود. اعتراضات در حوضه ي وبلاگ نويسان چپ (سنتي و مدرن) به شكل هاي متفاوت ابراز مي شود. هر كس به نوعي مخالفت هاي خود را مي نويسد. بدون شك اگر كمي در اين دنياي مجازي چپگرا قدم بزنيد با مقاله هاي با عناوين "ايجاد رعب و ترس يا ايجاد امنيت اجتماعي؟" يا "آن دو نفر بي گناه بودن" و ...... رو برو مي شويد. اين پيشگفتاري بود تا تفاوت بزرگي را در حوزه ي مخالف و موافق حكومت برسي كنيم. جمهوري اسلامي و كادر تشكيل دهنده دولت، برخواسته از يك طبقه ي جامعه هستند و به همين دليل در برخي از مسايل مورد تاييد يك قشر خاص قرار مي گيرند.مثلا در طرح مبارزه با بد حجابي، افرادي زيادي موافق اين طرح و عمليات بودن و فلسفه ي آنان هم بر يك سري مسايل تهجر آميز سرچشمه مي گرفت.وقتي در خيابان 24 متري اهواز، چند مامور امر به معرف و نهي از منكر به يك دختر با ادبيات توهين آميز برخورد كردن. بر خلاف باور خيلي ها، مردمي كه از آنجا عبور مي كردن اين عمل نفرت بر انگيز را تحسين مي كردن و مي گفتن:خوبشون مي كنند.همين دختراي قرتي هستند كه بچه هاي مارو بدبخت مي كنند و از اين قبيل برخورد ها و تعصبات پوچ. يا براي اعدام اين چند نفر، افرادي كه شاهد اين جنايت ها بودند و براي نيروي انتظامي هورا مي كشيدن و بلند شعار مي دادند(نيروي انتظامي تشكر تشكر). اكثر آنها در دل خود يا به زبان مي گويند كه:بهتر كه اعدام شدن، اينها ديگر اصلاح ناپذير هستند و وجودشان براي جامعه به بهاي سنگين تمام مي شد. يك نكته كوچك:در علم ارتباطات و رسانه هاي جمعي يك سري تحقيقات انجام مي شود كه نتيجه اين تحقيق ها، ميزان تنفر يك جامعه را نسبت به بعضي از ناهنجاري هاي جامعه مشخص مي كند و همه اين آمار و ارقام وابسته به فرهنگ و آموزش و خيلي چيز هاي ديگر است.مثلا جامعه ژاپن حساسيت زيادي بر سر موضوع خبرچيني يا استراق سم نسبت به زندگي خصوصي مردم دارد.يا جامعه آمريكا كه يك جامعه ي آويزان و بدون پايه ها و ستون هاي فرهنگي متزلزل بناشده، به آزار دادن و شكنجه ي يك انسان بي گناه يا ضعيف حساسيت دارند و با وجود فيلم هاي پور فروش چون سكوت بره ها چنين واكنشي هم از طرف مردمي كه از هاليود روش زندگي كردن را ياد مي گيرند بعيد نيست. جامعه ايران با اين فرهنگ بي سرو ته ي كه در آن تضادهاي متفاوت وجود دارد. ولي بر سر بعضي از مسايل به يك وحدت كلمه مي رسند مثل ناموس،تماميت عرضي كشور،توهين به اسلام و........ جمهوري اسلامي در واقع به اين نقطه ضعف هاي مردم آگاه شده و براي حذف فيزيكي مخالفين خود از اين روش استفاده مي كند. بگزاريد واضح تر بگويم.. براي خيلي از دوستان خارج از كشوري يا حتي جوامع غربي اين سوال بوجود آمده كه چرا مردم آن هم با اين همه ازدهام به استقبال محكومين در پاي چوبه دار مي روند و نگاه مي كنند ؟دليلش روشن است .استفادي ابزاري رژيم از نقاط ضعف احساسات مردم و شستوشوي مغزي مردم عوامل الناس .اكثر افرادي كه محكوم شدن تقريبا يك جرم را برايشان ذكر كرده بودند.تجاوز به ناموس.باجگيري و ارعاب مردم توسط شمشير و قمه و آتش زدن منازل مسكوني.تسليم نشدن در برابر ماموران و مبارزه مسلحانه با نيروي انتظامي و .......... حال خود را جاي مردم ناموس پرست و متعسب ايران بگزاريد و 27 سال حجوم افكار متحجرانه از را طريقي حساب كنيد آنگاه به دليلي غانه كننده مي رسيد كه چرا مردم به تماشاي محكومين به اعدام مي روند و حاضر به تماشاي بد ترين شكل مرگ يك انسان باشند فقط بخاطر اينكه گفته مي شده دزدان ناموس بوده اند. باز مي گرديم و در مقابل اين همه تهجر يك انديشه متفاوت و مدرن با تعريف هاي دنياي امروز را مي بينيم كه در مقابل همه اين ها مي ايستد و با صداي بلند فرياد مي زند "اعدام نه"برابري جنسي"اعدالت اجتماعي"آزادي" و بدون هيچ ترديدي اميد به وجود آوردن يك دنياي بهتر را نويد مي دهد.ملاك ها و ارزش گزاري هاي انديشه چپ با تعاريف امروز ايران هيچ هم خواني ندارد و با جرعت در مقابل آن سنت ها مي ايستد و مي گويد حقوق برابر زن و مرد.مي گويد لقو قانون اعدام . و براي شكستن همه ي اين سنت هاي متهجر قيام مي كند و كشته مي شود.از ديدگاه چپ جامعه رو به ابتذال گشته كه به عنوان تنها سر گرمي خود مي رود تا شاهد جان دادن انساني ديگري باشد.انساني كه معلول شرايط و محيط فاسد اطراف خود قرار گرفته تا به اسطوره ي بچه هاي محله شان تبديل شوند .ولي از ديدگاه جمهوري اسلامي مبتذل يعني روابط جنسي قبل از ازدواج يا ناخن بلند و لاك زده ي يك دختر يا پسري كه موي بلند گداشته است.ارزش ها و تابو هاي اين گروه منتهي مي شود به يك چفيه يا پلاك سربازان يا گرفتن جشن تولد اين امام يا سياه پوشيدن در وفات آن امام. ابتذال از ديدگاه چپ يعني لغاي فرهنگي در جامعه كه براي حذف بقاي خويش بايد حق بقاي ديگري را از آن بگيري. به زبان ساده يعني قانون جنگل:بكش تا كشته نشوي. كلاه ديگري را بر دار تا كسي كلاه بر سرت نگزارن.وسعت مبارزه يك انديشه (چپ) را مي توان از همين جا فهميد. جدال چپ بر سر چراي ها نيست.بلكه بر سر چگونگي ها است. چرا جمهوري اسلامي در حضور مردم 12 نفر را اعدام مي كند و هيچ كس اعتراضي نمي كند؟ چگونه مي توان جامعه ي ساخت كه در آن مردم براي هر ناهنجاري كه به قانون تبديل شده اعتراض كنند و بطور كلي چگونه مي توان جامعه ساخت كه در آن كسي بجرم عشق بازي محكوم به اعدام نشود؟ به اميد روزي كه ايران هيچ انساني محكوم به سنگسار يا حلق آويز شدن نباشد.. دنياي بهتر ما بوجود خواهد آمد، حتي اگر ما شاهد ديدن و زندگي كردن در آن نباشيم

پ.ن:لینک در انجمن سخن{+}

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 6:9 توسط گدا و فقیر |