نمایشگاه «ایران، غزل بیپایان» جمعه این هفته بیست و چهارم خردادماه 87 در محل گالری نیکول افتتاح میشود
گالری نیکول از 24 تا 29 خردادماه میزبان 40 قطعه عکس از 36 عکاس خواهد بود که این آثار از میان بیش از 500 قطعه عکس رسیده به این نمایشگاه انتخاب و به معرض نمایش در میآیند
موضوع این نمایشگاه طبیعت ایران است که به احترام نیکول فریدنی عکاس فقید و پدر عکاسی طبیعت ایران انتخاب شده و ترکیبی از عکاسان جوان و با تجربه را تشکیل میدهد
بسیاری از عکاسان شرکت کننده تا کنون در نمایشگاه عکس شرکت نداشتهاند اما فعالیت آنان در فضای مجازی تلاش موثری برای شناسایی عکاسی ایران به جهانیان بوده است
عکاسان شرکت کننده در این نمایشگاه از سراسر ایران و در مواردی از برخی کشورهای دیگر عکسهای خود را به این نمایشگاه ارایه کرده اند
علاقهمندان برای دیدن این عکسها می توانند به آدرس : خیابان مطهری - بعد از مفتح - روبه روی سلیمان خاطر - خیابان علیاکبری - کوچه آزادی - شماره 31.1 مراجعه نمایند
ساعات بازدید از نمایشگاه 16 الی 20 است
وبسایت نمایشگاه{
+}
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 22:8 توسط گدا و فقیر

از مجله خانواده سبز و از این قبیل مجله ها و حتی وبلاگ های با این مدل ادبیات، بدم می آید. توی این دنیای هزار توی وبلاگستان گاهی گول اسم های وبلاگ ها رو می خورم و وارد می شوم ولی با یک نگاه کوچک و سطحی به مطالب وبلاگ، به سرعت از وبلاگ خارج می شم. موضوع موقعی تغییر پیدا می کنه که یک روز تعطیل، برق اين كلان شهر با درجه حرارت ۴۵ درجه قطع بشه و شما از بيكاري شروع كنی به صفحه به صحفه این مجله رو خواندن. به سبیل رفیق استالین قسم این ۲۰ مورد در رابطه با شخصیت زنان رو من از خودم ننوشتم و به طور رسمی در شماره ۱۹۷ . نیمه دوم اسفند ماه ۱۳۸۶ این مجله به چاپ رسیده..نویسنده این مطلب پروفسور حسين باهر عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی است..لطفا این مطلب رو با نگاه طنز نخونيد. من امروز اصلا با کسی شوخی ندارم.این مطلب خیلی جدی هست.
۱-زن آخرين مخلوق كارخانه هستي است. بعد از جمادات، نباتات و حيوانات، آدم و حوا(پس از آدم)آفريده شده است.
۲-خداوند در خلقت حوا به خودش تبريك گفته است:ثم انشا،ناه خلقا آخر فتبارك الله احسين الخالقين.
۳-زن يكي از چهار آيت الهي است: و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازرواجالتسكنوااليها.
۴-هر مردي به چهار اعتبار به چتر زنانه وصل است:مادر، خواهر،دختر،همسر
۵-هر مخلوقي زوجي دارد: حتي سوره هاي قرآن و زوج مرد، همانا زن است:و خلقنا ازواجا
۶-زن جلوه جمال الهي است و مرد جلوه ي جلال الهي.
۷-"مادري" بالاترين شان يك زن است كه با آن كامل مي شود و كمال مي بخشد.
۸-زن از نظر جنسمي ظريف تر و از نظر روحي لطيف تر از مرد است و از نظر كلامي حريف تر.
۹-زن ها شباهت هاي با خداوند دارند: شريك ناپذيرند،مشتاق تجلي اند،سن بر آنها نمي گذرد،نگران مرگ نيستند.
۱۰-زن ها مانند "گل" هستند و مردها مانند "درخت" و شايد به همين مناسبت سعدي نام كتاب هايش را "گلستان" و "بوستان" گذاشته است.
۱۱-زن بايد "شعف" داشته باشد و مرد "شرف" و ازدواج بايستي هم وسيله داشته باشد و هم هدف.
۱۲-براي زن "عفت" تعريف شده و براي مرد "غيرت".
۱۳-ازدواج سالم آن است كه باموازين "عقل" تاييد و با مضامين "عشق" تضمين شود.
۱۴-زن بايد "زنانگي" داشته باشد و مرد "مردانگي" يعني هر كدام شان خود باشد.
۱۵-اختلاف بين زن و مرد مي تواند هنرمندانه به "سازندگي" انجامد و ناهنرمندانه به "سوزندگي".
۱۶-"زن شناسي" از "خدا شناسي" مشكل تر است و از "خود شناسي" لازم تر.
۱۷-نيمي از حال و تمام آينده را زن ها مي سازند، بدون آنكه صدايش را در بياورند.
۱۸-زن ها از چهار سين خوششان نمي آيد:سن، سوسك، سكوت،سياست.
۱۹-زن ها فقط از يك دروغ خوششان مي آيد آن هم تعريف از جمالشان است.
۲۰سقراط حكيم گفته است: اگر زني با شوهرش هماهنگ باشد، او را "خوشبخت" و اگر ناهماهنگ باشد، "فيلسوف" مي كند،پس در هر صورت بايد ازدواج كرد.
پ.ن:امروز صبح برای اولین بار با کمپین یک میلون امضای ها همدردی کردم.
پ.ن:از اونجای که می دونم به حرف های من اعتماد ندارید و فکر می کنید می خواهم سرکارتون بزارم. از عکس اسکن گرفتم. لینک عکس کامل.{+}.
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:44 توسط گدا و فقیر
|

ا-اون آقا پیش بانک قبلی گفت که سیستم شتاب از کار افتاده.
ر-شنیدم. ولی این بانک مرکزی هست. من همیشه از خزانه پول گرفتم.
ا-می دونم. ولی آخرین بانک هست. اگر این عابر بانک کار نکرد، چه کار می خواهی بکنی؟
ر-کس شعر نگو. عجله کن یک خیابان بیشتر باقی نمونده. یکم تنگش کن و سری تر راه برو.
امیر با صدای آرام و زیر لب گفت: اگه این عابر بانک هم کار نکنه، مجبوریم ساعت سه صبح بریم در خونه مردم و پول قرض بکنیم.
رضا جلوتر از امیر راه می رفت. با گامهای بلندتر.به محض دیدن بانک از دور، به سرعت خور اضافه کرد. به طوری که امیر برای رسیدن به رضا مجبور به دویدن شد.
امیر نفس نفس زنان پایین پله های بانک ایستاده بود و به پیرمرد کاتون خواب کنار در بانک نگاه می کرد. ولی رضا از فرط خوشحالی متوجه ی پیرمرد نبود و با عجله محتویات جیب خود را خالی می کرد و زمزمه کنان می گفت:پس کوش این کارت لعنتی؟
امیر تمام حواسش به پیرمرد بود که ناگهان پیرمرد تکانی خورد و رو به رضا کرد و با صدای گرفته گفت: مادر قحبه پول نمی ده!
هر دو پسر با تعجب به هم نگاه کردند و امیر با صدای آرام به رضا گفت:کس میگه بابا، تو کارتو بزار تو دستگاه. درهمین حین یک ماشین مدل بالا کنار بانک ایستاد و زن جوانی سرش را از شیشه بیرون آورد و با صدای بلند(بیشتر شبیه به فریاد) گفت:پول داره؟ پیرمرد سریعتر از پسرها جواب داد:مادر قحبه پول نمی ده! و ماشین همراه با زن جوان به سرعت محل را ترک کردند.
رضا در حالی که پول ها را می شمرد، قبض رسید را به امیر داد تا ببیند که چقدر پول در حساب باقی مانده و قدم زنان و آرام از بانک دور می شدند که پیرمرد در حالی که پتو را بروی سرش می کشید، با صدای بلند گفت:دیدی گفتم مادر قحبه پول بده نیست!
پ.ن:تو این چند خط به میزان صدای افراد برای خطاب قرار دادن همدیگر توجه کنید. موضوع اصلی این پست خیلی ساده است و دربارش نوشتن اشتباه هست.. برای ساده تر کردن فهم پیام اصلی داستان سعی کردم از پر حرفی و سیاه نویسی خودداری کنم.. در آینده متن کامل این داستان رو می توانید روی مجله ی دوات بخوانید.
پ.ن:
خطر محکومیت عابد توانچه به ٣٢ ماه حبس تعزیری{+}
پ.ن:امیر یعقوبعلی به تحمل یک سال حبس محکوم شد{+}
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 3:36 توسط گدا و فقیر
|

معمولا تو کشور ما رسم بر این بوده که دولت و رژیم ها شرایطی رو مهیا می کند تا شهروندان گرامی به صورت رسمی دست به کارهای بزند که از دید حاکمان وقت جرم محسوب ميشه.. مثلا می گه:هر کسی که تو حزب رستاخیز عضو نشه می توانه کشور رو ترک کنه، اصلا من هزار تومان هم بهش می دم تا مشکل مالی نداشته باشه.. بعد می گن:فلان شخص یا بهمان حزب وطن فروش بوده و به جای اینکه تو کشور بمونه و انتقاد کنه، از کشور خارج می شدن و در دیگر کشور ها دست به توطئه می زدن.
این ماجرای بنزین هم مثل نمونه ی بالاست. اول دولت دست به جیره بندی بنزین می زنه و بعد که ملت همیشه در صحنه- که بیشتر اونا با هزار جور وام و پول قرض کردن، یک پراید خریدن و شبا یا بعد از تعطیل شدن از شغل اول به کار مسافر کشی مشغول می شن- جیره ی بنزین تمام می کنن و مجبور به خرید بنزین قاچاقی می کنن، مجرم محسوب می شن و باید باهاشون برخورد بشه.. خلاصه کنم یعنی اینکه دولت عملا مردم رو مجبور به کارهای می کنه که خلاف(جرم کوچک) محسوب می شه..
نتیجه اخلاقی: واسه از بین بردن این نوع جرایم بهتره سراغ معلول ها نرید..
+
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 6:24 توسط گدا و فقیر
|